بودجه ۲۰۲۵: مناطق شمالی هسن قطعنامه‌ای را امضا کردند

وضعیت بودجه‌ای در شهرستان‌های شمال هسن در آستانه فروپاشی است. مدیر شهرستان یورگن فان در هورست، همراه با رؤسای شهرستان‌های کاسل، وررا-مایسنر، شوالم-ادر و هرسفلد-روتنبورگ، در یک قطعنامه مشترک به این موضوع توجه کرده‌اند:


ساعت از نیمه‌شب پنج دقیقه گذشته است! پول تمام شد!
به‌عنوان مالیات‌دهندگان، شهروندان به‌حق خواستار زیرساخت‌های به‌خوبی نگهداری‌شده با مدارس مدرن، جاده‌های تعمیرشده، خدمات بهداشتی مناسب، اینترنت پرسرعت و رسیدگی سریع به دغدغه‌های خود هستند. در سال‌های اخیر، دولت‌های فدرال و ایالتی قوانین خوبی را تصویب کرده‌اند، اما مسئله تأمین مالی بلندمدت را به‌طور کامل نادیده گرفته‌اند. مقامات محلی موظف به اجرای مصوبات دولت هستند اما منابع مالی لازم برای تضمین اجرای بلندمدت آن‌ها در اختیارشان قرار نمی‌گیرد. این امر به‌طور فزاینده‌ای خودگردانی محلی و در پی آن دامنه تصمیم‌گیری‌های محلی را تضعیف می‌کند.


تقسیم مسئولیت‌ها دیگر کارساز نیست
اقتصاد آلمان راکد است. با تهدید تعطیلی سایت‌های صنعتی، هزاران شغل در معرض خطر قرار دارند. این روند همچنین بر درآمدهای مالیاتی در همه سطوح تأثیر گذاشته است. مقامات محلی اکنون به سقف ظرفیت خود رسیده‌اند. تهدید اقدامات ریاضتی گسترده وجود دارد و کاهش‌ها در تمامی حوزه‌های خدمات عمومی ضروری خواهد بود. در عین حال، منابع اندک اختصاص‌یافته به فعالیت‌های داوطلبانه بیش از پیش کاهش می‌یابند. تأمین مالی باشگاه‌ها، مدارس موسیقی، فرهنگ و طرح‌های مهم برای تقویت دموکراسی، همبستگی و تنوع دیگر به اندازه معمول امکان‌پذیر نخواهد بود. جمعیت به طور فزاینده‌ای تحت فشار قرار گرفته و این امر عواقب جدی برای جامعه ما به همراه دارد.


دولت‌های فدرال و ایالتی باید اقدام کنند

دولت‌های فدرال و ایالتی مسئولیت را به پایین منتقل می‌کنند. برای مناطق دشوارتر می‌شود وظایفی را که به‌عنوان ارائه‌دهنده خدمات برای مقامات محلی در محدوده خود انجام می‌دهند، برآورده کنند – و در نتیجه برای جمعیت محلی. پرداخت مزایای انتقالی و اجتماعی یک وظیفه قانونی است. علاوه بر این، هزینه‌های سرسام‌آور در حوزه رفاه جوانان و افزایش حق بیمه‌ها نیز به این موارد اضافه می‌شود. در عین حال، مقامات محلی مسئولیت فزاینده‌ای در بخش بیمارستان‌ها بر عهده می‌گیرند – و این در حالی است که شرایط مالی روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. حق ثبت‌نام در مدرسه ابتدایی تمام‌وقت، گسترش کمک‌هزینه مسکن و بلیت آلمان (Deutschland-Ticket) تنها چند نمونه هستند.


نواحی هیچ اهرمی در اختیار ندارند تا وظایف تحمیلی را انجام دهند و هزینه‌های مربوطه را به شیوه‌ای اجتماعی قابل قبول پوشش دهند. تنها راه متعادل‌سازی بودجه ناحیه افزایش عوارض ناحیه است. در پس‌زمینه افزایش شدید تعهدات پرداخت انتقالی، این امر عملاً به «عوارض تأمین اجتماعی و رفاه جوانان» تبدیل شده است. حوزه‌ها دیگر نمی‌توانند به وظیفه قانونی خود در متعادل‌سازی توان‌های مالی متفاوت شهرداری‌های تحت پوشش خود عمل کنند، چه رسد به تعیین اولویت‌ها برای توسعه حوزه‌هایشان. با رکود اقتصادی و کاهش درآمدهای مالیاتی، دستبرد بیشتر به خزانه مقامات محلی نمی‌تواند پاسخ یک مشکل ساختاری باشد. افزایش بیشتر این عوارض تأثیر عظیمی بر جوامع محلی خواهد داشت. ترغیب داوطلبان به مشارکت در سیاست‌های محلی بدون امکان شکل‌دهی به سیاست‌ها، روزبه‌روز دشوارتر می‌شود، زیرا در نهایت، این سیاستمداران داوطلب محلی هستند که مسئولیت شهروندان در شهرها و شهرداری‌ها را بر عهده دارند.


ادعاها

  • اگر دولت محلی – به‌عنوان عرصهٔ اصلی مشارکت دموکراتیک و ستون کلیدی جامعهٔ ما – دیگر نتواند به‌طور مؤثر عمل کند، اعتماد به نهادهای دولتی همچنان کاهش خواهد یافت. این وضعیت را نمی‌توان ادامه داد! قوهٔ مقننه باید اکنون اقدام کند و تأمین بودجهٔ کافی برای همهٔ سطوح دولت را تضمین نماید!
  • ما خواستار تغییراتی در نحوه توزیع درآمدهای مالیاتی هستیم. یک مثال می‌تواند بازتوزیع مالیات بر ارزش افزوده باشد؛ از آنجا که گردش مالی به‌صورت محلی ایجاد می‌شود، مناطق و مقامات محلی باید سهم مناسبی از این درآمد را دریافت کنند.
  • ما خواستار پوشش کامل هزینه‌های مراقبت از کودکان در طول روز هستیم. دست‌کم برای پوشش هزینه‌های سرمایه‌گذاری و نیروی انسانی به یارانه‌ها نیاز است.
  • ما هرگونه گسترش مزایا را رد می‌کنیم مگر اینکه دولت فدرال یا ایالتی پوشش کامل هزینه‌ها را تضمین کند.
  • ما از دولت‌های فدرال و ایالتی می‌خواهیم که از همان ابتدا تأثیر قوانین پیشنهادی بر مقامات محلی را در نظر بگیرند. اصل قانون اساسی باید اجرا شود: هر که خدماتی را سفارش می‌دهد، باید هزینهٔ آن را نیز بپردازد!
  • ما خواستار بازنگری در تمامی قوانین مربوط به مزایای اجتماعی هستیم، هم از نظر اثربخشی، هم از نظر تناسب و هم از نظر پایداری مالی.
  • ما خواستار احیای خودگردانی محلی تضمین‌شده در قانون اساسی برای مناطق هستیم که اکنون توسط قوانین فدرال و ایالتی بیش از حد و با ورود به جزئیات زیاد تضعیف شده است. این شامل حذف استانداردها و بالاتر از همه، اجتناب از مقررات تفصیلی توسط قانون‌گذاران و/یا مراجع نظارتی است.
  • در عین حال، مقامات محلی نیز باید با دستورالعمل‌های هرچه مفصل‌تری که توسط دادگاه‌های منطقه‌ای و فدرال صادر می‌شود، برخورد کنند.
  • مقررات اداری، الزامات اضافی و وسواس نسبت به قوانین جزئی منجر به افزایش چشمگیر بوروکراسی و رشد نمایی هزینه‌های نیروی انسانی در بخش‌ها شده است. ما خواستار کاهش این موارد و واگذاری اختیارات اجرایی به بخش‌ها هستیم.